ایران امروز شبیه نفسیست که در سینه حبس شده؛ مردمی که زندگی میکنند اما آسوده نه، میخندند اما بیدغدغه نه، و امیدوارند اما خسته. خیابانها پر از آدم است، ولی دلها پر از ناگفتهها؛ جوانهایی که آینده را در رویا میبینند و پیرهایی که گذشته را با حسرت مرور میکنند. با اینهمه، هنوز چیزی در این سرزمین زنده مانده؛ مقاومتی خاموش، امیدی لجباز، و ایمانی پنهان به اینکه این تاریکی قرار نیست همیشگی باشد.
